موسسه علمی فرهنگی آموزشی رهپویان دانش
شهرستان آران وبیدگل
اعضای محترم در صورت تمایل جهت نویسندگی در وبلاگ : کلمه عبور ورمز عبور خود را در قسمت نظرات (یا پیام کوتاه )وارد نمایید . تا از مطالب شما بهر مند شویم باتشکر عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند! آفریقا: فکر نکنم تو آفریقا هم با وجود فقر و گرسنگی که بیداد میکنه سلف دانشگاهاشون کنسرو لوبیا و جوجه ی نپخته بده . کم دردسرتر هست) گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهان گرفتن آموخت شبها بر گاهواره من بیدار نشست و خفتن آموخت دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه راه رفتن آموخت یک حرف و دو حرف بر زبانم الفاظ نهاد و گفتن آموخت لبخند نهاد بر لب من بر غنچه گل شکفتن آموخت پس هستی من ز هستی اوست تا هستم و هست دارمش دوست
هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روانپزشک پرسیدم شما چطور میفهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟ روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند. من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتر است. روانپزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر میدارد. شما میخواهید تختتان کنار پنجره باشد؟ قبل نوشت : تاكيد مي شود كه اين مطلب صرفا جنبه طنز و شوخي دارد. در واقع همان عملگی سابق است که بنا به صلاح دید مسولین ذی ربط به نام مهندسی عمران و یا مهندسی راه و ساختمان تغییر نام داد انصافا فقط دیگه همینو کم داشتیم که ۴ نفر درس بخونن و عمله بشن اونم چی با مدرک!!! بگذریم … و اما بازار کار برای مهندسین عمران به سه دسته تقسیم میشه : گروه یک و دسته اول مهندسین راه و ساختمان : در صنعت کسب و كار امروز این رشته دارای طرفداران زیادیه از جمله بساز بندازها که از این دانشجویان علاقمند استفاده میکنن به این ترتیب که بساز بندازها با یه کامیونت یا وانتی چیزی که توش پره بیل و اینجور چیزاست وای میستن جلو دانشكده مهندسی عمران و داد میزنن عمله دو نفر با بیمه فوری … نبود !!! و اینجاست که شاهد خيل عظیم دانشجویان این رشته در حال پریدن به درون وانت هستیم دسته دوم : دسته ای هستند که نمی خواستند مانند گروه اول در بین ترم هاشون درآمد دانشجویی داشته باشند این گروه رو کسانی تشکیل میدن که بابای پول دار ندارند پس بعد از گرفتن مدرکشون به حوالی بهشت زهرا میرن و اول از ساختن سنگ قبر و کندن قبر با ابعاد مناسب برای کاربردهای متفاوت و در طبقات متعدد از جمله ۱ طبقه ۲ طبق و الی ماشا… شروع میکنن ( عده ای هم که کارشون میگیره یه خونه میسازن به عنوان قبر گروهی واگذار میکنن ) عده ای هم که مهارت پیدا میکنن وارد بازار ملک و املاک شده و قبرها رو به این و اون اجاره و یا رهن میدن آخر و عاقبت این دسته : در سن ۹۰ سالگی در حالی که اوج کارشون ساختن خانه ای ویلایی با شراکت دوستشون در علی آباد سفلا بوده دار فانی رو وداع میگن اما دسته سوم رو کسانی تشکیل میدن که از اول ترم نه به فکر کار دانشجویی مثل گروه اول بودن و نه دغدغه کار بعد اتمام تحصیل مثل گروه دوم رو داشتند این گروه همیشه درس ها رو با نمره ۱۰ پاس میکنن با این تفاوت که یه بابای مایه دار و مرفه دارن این گروه همان بساز بندازهای محترم مملکت ما میشن که روزانه هم فحش و بدبیراي مردم و هم پول اون ها رو به یه نسبت ازشون دریافت میکنن !!! و اما درس های این رشته: مقدماتی ها :آجر . بلوک . تیر آهن پیشرفته : آشنایی با مراحل ساختن تیرآهن در صنعت و مبانی آجر سه سانت دروس اختیاری : آشنايي با روش های دو برابر کردن سود در عین نصف کردن مصالح مفید هشتمین دیدار نوروزی نیک اندیشان توسعه بیدگل سوم فروردین ساعت 9 تالار امام رضا از دانشجویان عزیز دعوت به عمل می آید و از غرفه موسسه بازدید بنمایند . سخن رانان : دکتر کردوانی پدر کویر ایران ودکتر حسن شریفی نظر کاربر : انچه مهم بود وحدت اران وبیدگل بود به امید اینکه (و) بین دو شهر برداشته شود و اولین قدم برای وحدت برداشته شود و نام گل ارا دوباره زنده شود
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
رژیم اشغالگر صهیونیستی: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و تروریستی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان و نزول گیر و ربا خوار به دنیا می آید!
گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!
پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد! ![]()
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
ایران: ! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و
مادر که در حال آشپزي بود ،دستهايش را با حوله تميز کرد و نوشته را با صداي بلند خواند.
او نوشته بود :
صورتحساب !!!
کوتاه کردن چمن باغچه 5.000 تومان
مراقبت از برادر کوچکم 2.000 تومان
نمره رياضي خوبي که گرفتم 3.000 تومان
بيرون بردن زباله 1000 تومان
جمع بدهي شما به من :12.000 تومان !
مادر نگاهي به چشمان منتظر پسرش کرد،چند لحظه خاطراتش را مرور کرد و سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب اين را نوشت:
بابت 9 ماه بارداري که در وجودم رشد کردي هيچ
بابت تمام شبهائي که به پايت نشستم و برايت دعا کردم هيچ
بابت تمام زحماتي که در اين چند سال کشيدم تا تو بزرگ شوي هيچ
بابت غذا ، نظافت تو ، اسباب بازي هايت هيچ
و اگر شما اينها را جمع بزني خواهي ديد که : هزينه عشق واقعي من به تو هيچ است
وقتي پسر آن چه را که مادرش نوشته بود خواند چشمانش پر از اشک شد ودر حالي که به چشمان مادرش نگاه مي کرد. گفت:
مامان ... دوستت دارم
آنگاه قلم را برداشت و زير صورتحساب نوشت:
قبلاً بطور کامل پرداخت شده !!!
قابل توجه اونهائي که فکر ميکنند مرور زمان انها را بزرگ کرده و حالا که هيکل درشت کردند خدا را هم بنده نيستند.
بعضي وقتها نيازه به اين موارد فکر کنيم ...
کساني که از خانواده دور هستند شايد بهتر درک کنند.
روز مادر ولادت یگانه دخت نبی اکرم بر تمام مادران دوست داشتنی مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام بر همه.راستش یه جورایی تو سال گذشته انجمن در رسیدن به اهدافش ناموفق بود(البته این نظر بنده است وقابل نقد).واون جوری که شاید مدنظر خیلی ها بود مفید واقع نشد.یه چند تا جلسه به همت برادر بزرگوار وارجمند آقای سجادی برگزار شدکه در این جلسات یا خیلی از دوستان به علت مشغله ی بسیار کاری ودر دست داشتن پروژه های بزرگ تحقیقاتی کشوری نتوانستند در جلسه حاضر شوندوامکان بهره مندی حضار از وجود نورانی ومتبرکشان ازدست رفت (البته بعضی ها واقعا نبودشان توجیه داشته)ویا با وجود بعضی از بزرگان عرصه ی فرهنگ مناظراتی بس پربار ودارای باری چنان عظیم درخصوص مواردی از قبیل جایگاه اصالت فرد وجمع در تربیت بچه های بیدگل رخ داد که به واقع بنده حقیر در یعضی لحظات گمان می کردم دراروپای 100 سال قبل قرار دارم و به طور مستقیم شاهد این بیانات علمی وگهربارم (مثلا در یکی از این جلسات چنان غرق در افکار وسخنان گوینده شدم که خود را در مکتب لیبرالها ودر مقابل سوسیالیسها دیدم.)در جلسه نوروز هم که غیر از سخنان آن پروفسور کویر شناس چیزی نصیب من نشد.خلاصه همه می گفتند بر سر ما چه گذشت اما کسی نگفت ما چه کنیم(تقلید محض از جمله ی دکتر شریعتی ).خلاصه بیش از این چشمهایتان را با خواندن این مطالب خسته نمی کنم اما پیشنهاد.هر کس هر کتاب خوبی که خونده بیاد تو وب اعلام کنه و بقیه اگه دوست داشتن تهیه کنند وبخونند.میشه به روشهای مختلفی برگزار کردمثلا هر ماه در مورد یه کتاب تو وبلاگ بحث بشه یا تو تابستون تو کانون این جلسات ا بگیریم یا اصلا هیچکدام خودمون بریم یخونیم تا حداقل از صدقه سر این وبلاگ تو این مدت 10تا کتاب خونده باشیم .لطفا هر کی موافقه بگه
عذرخواهی: در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده میشود.
بیمه عمر: قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود.
شناسنامه یا کارت ملی: دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است.
سریال: فیلمیست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوههای دزدی را به شما آموزش میدهد.
تلفن همراه: وسیلهای سهکاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا عکس گرفتن است.
ایرانسل: خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا.
آثار باستانی: خرابههایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفتهاند.
خودپرداز: دستگاهیست که همیشهی خدا باید برای رسیدن به آن در صف ایستاد و اگر صفی در کار نباشد 99.99 درصد خراب است.
اداره: محلی که شما بعد از تنشها و جدلهای منزل در آنجا استراحت میکنید.
مجرم: فردی که هیچ فرقی با سایر افراد ندارد و تنها تفاوتش در این است که توانستهاند او را دستگیر کنند.
تورم: عددی بیخود و چرت بوده که همچنان در ایران یک رقمی است!
گارانتی: یک اسم زیبا و خوش تلفظ است ولی در عمل مکافاتی بیش نیست.
تحقیق: کپی-پیست کردن مقالات اینترنتی.
مترو: سونای بخار متحرک!
شب امتحان: حکم بین دو نیمه در فوتبال ایران در زمان مربیگری مایلیکهن را دارد و فقط باید توکل کرد به خدا و دعا خواند.
بزرگراه: نوعی پیست رالی به همراه یادگیری آپ تو دیتترین فحشها
رئیس: فردی که وقتی شما دیر به سر کار میروید خیلی زود میآید و زمانی که شما زود به اداره میروید یا دیر میآید و یا مرخصی است.
شهرداری: گرفتن رشوه، داشتن صدها پروژههای نیمهتمام و نصب تابلوهای روزشماری جهت افتتاح.
سطل آشغال: وسیلهییست موجود در خیابانها جهت ریختن زباله در اطراف آنها.
مدرک تحصیلی: کاغذی مستطیل شکل، در ابعاد مختلف که بسته به مقطع، قیمتش فرق میکند و بدون پارتی در هیچ کجا به درد نمیخورد "مگر هنگام ا ز د و ا ج"
حراج: اصطلاحیست که در آن به قیمت اصلی کالا درصدی اضافه کرده و با ماژیک قرمز روی آن خط زده و قیمت اصلی کالا را در زیرش درج میکنند.
و غیره (و ...): نشانهای برای باوراندن این مطلب که شما بیش از آنچه تصور میکنید، میدانید
بعد احاد مردم کسانی را که واقعا لقمه حرام شکمهای انها را پارا کرده و در پی تشدید اختلاف هستند (گفته می شود هارونی مداح گفته اقااسدال.. کاندیدا شود ما ارانی ها اگر ایشان کاند یدا شود ما به او رای نمی دهیم ) از صحنه این شهر بیرون کنند
وبه افراد ی که تا بحال به فکر اران بزرگ بوده اند بگویید به فکر اران بیدگل بزرگ باشند
به انانکه سفره چین شهر هستند بگویید این سفره شهر را یک رنگ بچینند
به انانکه به دنبال فامیل بازی بودند و پستهای کلیدی را میراث پدران خود میدانند بگویید که دیگر فرزندان این سر زمین هم گسانی بودند که در این وحدت نقش داشتند ارزوی داشتن پست کلیدی هستند تا افتخاری برای شهرابرویی برای فامیل خود باشند و انگیزه ای برای کشور باشند
به انهایی که مارا با فلسطین و اسرائیل و یا با پاکستان و کشمیر یکی میکنند بگویید این شهر 100 درصد شیعه و در زیر پرچم ولایت امام خامنه هستند ای تشابه برخاسته از دید سیاست انگلیسی است
به انهایی که مخالف جزیی سعی در حذف انها تا حذف تیر و تبار انها هستند بگویید انها هم مردم این شهر هستند پیرو ولایت فقط در گفتار با شما فرق دارند حذف انه یعنی خذف قسمتی از پیکر این اجتماع یک پارچه
به انهایی که به نا حق در بسیاری از اداره جات کاشان و اران بیدگل رسوب کرده اند اس ام اس داده و پایان عمر نکبت بار انها را اعلام فرمایید و پایان فرسودگی را در مجموعه شهرستان ویژه کاشان اعلام فرمایید
به اردی های اران بگویید اگر عباس به زن خود رحم نمیکد بهتر چون ما نماینده زن ذلیل نمی خواهیم
این افتخار بزرگ را به همه شهرستان اران بیدگل تبریک میگویم و مهمتر بیداری مردم در مقابله با عوامل بیگانهکه در فکر شکستن این اتحاد هستند که در تار و پود این شهر نفوذ کرده اند بهتری هدیه این دسته گل است به همشهریان
الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی, همدردی کنم..
بیش از آنکه مرا بفهمند, دیگران را درک کنم..
پیش از آنکه دوستم بدارند, دوست بدارم.
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که بخشیده می شویم و در
مردن است که حیات ابدی می یابیم
.


